حالم بده
این یک جمله خبری کاملا سادست. ولی برای من معنیش اینه که دارم میمیرم. جدا حالم بده. دستام یخه ولی اگه لباس بیشتر بپوشم یا چیزی روم بندازم تب می کنم. گلوم و لوزه هام اونقدر چرک کردن و متورم شدن که آب دهن قورت دادن برام عذابه، چه برسه به غذا خوردن. حتی آب پرتقال هم نمیتونم بخورم، بلافاصله گلوم شروع به سوزش میکنه. دیروز 2 تا 6:3:3 زدم، همزمان! با یه چیز دیگه که دکتره گفت ضد التهابه. بعدشم هوار تا کو-آموکسی کلاو داده. حالا بیا اینا به آقایون محل کار حالی کن. فکر میکنن من می خوام از زیر کار در برم... احتمالا تقصیر منه که درست و حسابی ناله نمیکنم. دیروز که داشتم تو تب 39 درجه می سوختم سر کار بودم. سعی کردم که کارمو انجام بدم. تا آخر وقت اداری هم موندم. و نتیجه هم این شد که دکتر گفت 8 صبح جای سر کار باید میومدی اینجا! بعدشم گفت من نمی دونم. 48 ساعت برات مرخصی مینویسم . اگه 5 شنبه خوب نشدی دوباره باید بیای. اونقدر خونه میمونی و استراحت میکنی تا خوب شی. پیش خودم گفتم به به. کافیه بر و بچز بدجنس همکار بفهمن. اون روز که تصادف کردم و گردنم درد گرفت و نرفتم سرکار اونقدر تیکه انداختن که منی که همیشه باهاشون خوشرفتاری میکردم سر 3 تاشون داد زدم. حالا که شنبه برم دهنم سرویسه.
همه اینا به کنار از یه طرف زمین و زمان میگن حالت بده باید تقویت بشی و ضعیف شدی و... از یه طرف این گلو درد که آب هم میخورم درد میگیره یه طرف. گوشام هم که تیر میکشه. امروز هم که 20یا 21 ژانویه است. بدتر از همه دلم یه هات داگ توپ می خواد با سس تند.
پ.ن 1: شرمنده ولی حق خودم میدونم که وقتی مریضم غرغر کنم.
پ.ن 2: Whish u were here
پ.ن 3: اگه کسی تو این اوضاع لعنتی یه نکته مثبت واقعی نشونم بده واقها ممنونش میشم.
پ.ن 4: دوباره تبم شروع شد...


۱ نظر:
fبچه خوب باش
:-(
خب آقای دکترتون حق داره خب!!! چیکار کردی با خودت که به اینجا رسیدی آخه؟؟؟
می شه لطف کنی یک کم مراقب خودت باشی لا اقل؟؟ گور بابای کار آخه!!!
:-(
تا خوب شدی خبر بده... منتظرم ها!
ارسال یک نظر