دوشنبه 2 تا جلسه خیلی مهم داشتیم. یکی صبح و یکی عصر. قرار شد صورتجلسه ها رو من بنویسم. خوب دوشنبه که نمیشد... خسته بودیم خوب... ساعت 6 تازه بشینم به نوشتن؟
شد سه شنبه که درگیر کار انتقال خودم بودم. یه جورایی هم حسش نبود. نصفه نیمه سر هم بندی کردم.
امروز اومدم کاملش رو بنویسم و بفرستم امضا کنن. با هزار بدبختی یه صورت جلسه درست حسابی نوشتیم که هم خدا راضی باشه هم معاونت معماری شهرسازی که یهو حاج آقا زنگ زدن بالا گفتن آماده شده؟ رئیس محترم هم گفتن بله. گفتن اونو ولش... این جوری که من می گم نامشو بزن بره! البته خدا وکیلی خوبم گفتا... حرکت جالبی بود ولی نه وقتی من کلی وقت سرش گذاشته باشم.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه
صورت جلسه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


۲ نظر:
اینجاست که آدم دوست داره عفت کلام را بذاره کنار و بگه "ساکس"!!!!
:پی
عفت کلامت منو مردوند......
ارسال یک نظر