یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

من و خاطراتم در وقت اضافه

همه چیز یهو اتفاق میفته. فرصت نفس کشیدن هم ندارم. دیدین وقتی خیلی کار دارین، وقت کم دارین یه کارهای احمقانه ای هم می کنین؟ الان 2 قسمت از 5 قسمت کاری که باید تا فردا شب تمومش کنم رو انجام دادم. تا اومدم برم سر قسمت سوم نمی دونم چی شد یاد یه خاطره از دانشگاه افتادم. رررررررررررررررررررررررفتم تو خاطره بازی. الان به خودم اومدم دیدم نیم ساعته دارم برای خودم تو خاطرات لی لی می کنم! اونم الان، وسط این همه کار.
حساب کردم الان حداقل 4 دسته کار دارم و کمتر از 60 روز زمان. خدا به خیر کنه.
راستی گوشیم حالش خوب نیست

هیچ نظری موجود نیست: