یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

تعطیلات اغاز می شود

البته آغاز شده است. این پست با تاخیر نوشته می شود. بالاخره اولین ترم در بلاد کفر با موفقیت نسبی و مطلق تموم شد. مطلق چون همه رو ای شدم و نسبی چون هنوز نتونستم کاری کنم که شهریه مربوطه نصف بشه. به شدت امیدوارم بتونم برای ترم جدید یه کاری بکنم. دعا بفرمایید!
واقعا دانشگاه موقع تعطیلات سوت و کور میشه. تقریبا موجود زنده ای یافت نمیشه و همه جا تعطیله. از برو بچز هم که یکیشون ایرانه و سه تاشون تا 1 هفته مسافرتن. من و وحید هم دیدیم خیلی همه جا سوت و کوره و حوصله سر بر و ما هم که یه چند وقتیه که غذا درست نکردیم، امروز دیگه کلی غذا درست کردیم. قرمه سبزی و قیمه و ماکارونی و عدس پلو! که بذاریم فریزر برای این هفته. کلا هم برای پرهیز از حوصله سر رفتن من و وحید تصمیم گرفتیم که جی آر ئی بدیم! فکر کن! تعطیلات خود را پگونه گذراندید؟ با جی آر ئی
یکی از اتفاقهایی که دلم می خواست بیفته و نیفتاد این بود که همین سال اولی که اینجا هستیم بفهمم اینا جشناشون چجوریه. تنکس گیوینگ که نشد ولی امیدوار بودم به کریسمس و اینا که بازم نشد. فکر هم نمی کنم بشه که جشن های سال نوشون رو ببینیم، بسکه این شهر در پیته!

۱ نظر:

NeGaR گفت...

تو بیا سمت ما، من هم ان شاءالله بی کار باشم، خودم می برمت جشن های اینها! آش دهن سوزی هم نیست... اما خب خوش می گذره

شما جی آر ای که خوبه! من دو ساله به اپلای می گذرونم! امسال که بدتر از همیشه! تنها... اه

در ضمن همچنان منتظر عکس با لباس گوگولیتان می باشیم
D:

در ضمن تر: خرخون بدبخت! همه ای؟ حیا نداری تو؟ چه فرزانگانی ای هستی آخه؟ ناامید شدم