این دفعه که خواستم از کلینیک دانشگاه وقت بگیرم حواسمو جمع کردم و یه دکتری انتخاب کردم که تا الان پیشش نرفته بودم. به نظرم دکتر خیلی خوبیم بود. حداقل بر خلاف بقیه که سعی می کردن حرف منو مبنی بر اینکه بابا ما تو مملکتمون داروی توپ و اساسی می خوردیم. آموکسی سیلین 250 برای سرماخوردگی تب دار و لوزه چرک کرده نده به من، ندیده بگیرن. این یکی وقتی بهش گفتم من حساسیت دارم و سیتریزین می خورم و جواب نمیده گفت خوب من حساسیت تورو شدید تشخیص می دم. بیا سعی کنیم قوی باهاش برخورد کنیم. دستش درد نکنه هر دارویی داد مهم اینه که امروز بعد چند روز راحت نفس کشیدم و از شدت عطسه های پشت سر هم سر درد نگرفتم.
امروز یه اتفاق دیگه هم افتاد. رفتم آرایشگاه برای اولین بار در بلاد کفر! بله، بنده از شهریور تا الان که آخرین بار ایران رفتم ارایشگاه دیگه وقت نشد برم. خیلی اتفاق بزرگی بود، نه؟؟؟


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر