یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۱, یکشنبه

همه چی آرومه





  1. از رفتار بعضی آدما تعجب می کنم. وقتی می دونن هیچ کنترلی رو شرایط بوجود اومده ندارن و باید کمک بگیرن باز هم یه جوری رفتار می کنن که انگار همه چی آرومه! این خیلی لج منو در میاره، مخصوصا وقتی اون آدم برای اینکه ثابت کنه خودشو به جمع با من بد صحبت کنه! این خیلی خیلی بده و باعث میشه که من انعطافم رو در برابر اون آدم از دست بدم.




  2. نظر سنجی هفته: یه سوالی برام پیش اومده. سوال در نتیجه یک سری اطلاعاته و یک سری تجزیه تحلیل. نتیجه گرفته شده بده. هر چی باشه دوست قدیمی محسوب میشیم. مساله اینجاست که چی کار کنم؟ به روش بیارم و باهاش در موردش حرف بزنم و یا اینکه ایگنور کنم به کل؟ از اونجایی که این مساله ناراحتم کرده خوب نا خود آکاه رو رفتارم باهاش تاثیر می ذاره و اینجور به نظر میاد که من مشکل دارم با اون آدم. اگه هم باهاش صحبت کنم و ازش بخوام که در مورد این مساله شفاف صحبت کنیم خوب اولا امکان داره اون نخواد که صحبت کنه، در این صورت اوضاع افتضاحه و یا اینکه صحبت می کنیم و به احتمال زیاد منجر به دلخوری میشه! چه کنم؟




۱ نظر:

NeGaR گفت...

اگر در مورد من احیاناً این وضعیت پیش اومد، در هر برهه زمانی... بیا مثل آدم بگو! فقط خوهشاً جزو اون معدود مواقع یأس فلسفی ام نباشه، بهتره...

چه حرفیه بی خود می زنم؟ خودت بعد این همه سال بهتر می دونی دیگه...