یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

آغازانه عیدانه

اووووف! بالاخره این ترم هم تموم شد.  البته یه پروژه مونده هنوز که تا 5 شنبه وقت دارم براش. هنوز شروع نکردم ولی احتمالا فردا شروع می کنم. داشتم م یگفتم این ترم تموم شد. این سال هم تموم شد. این دومین عیدی هست که ایران نیستم، خونه مامان بابا نیستم، با وحید هستم و خونه خودم هستم! یا بهتر بگم: خونه های خودم هستم! این دو تا خونه داشتن اینجا هم چیز عجیبیه. از وقتی اینجوری شده، هیچ کدوم از دو تا خونه رو جدی نمیگیرم! نه کلمبوس نه دیتون! نمی دونم هم چرا ولی به نظرم خیلی موقتی میان. شاید به خاطر اینکه 5 روز هفته تو یکیش هستم تنها و دو روز هفته تو یکی دیگه با وحید. هر دوش برام حالت موقت داره. امیدوارم این هم تو چند ماه آینده حل بشه.
خوب سال جدید چی میگه؟ پارسال با وحید Flash Forward  میدیدم. بدم نمیاد یه فلش فوروارد برم 6 ماه دیگه ببینم چه خبره! هر چی که هست امیدوارم همینجوری دنیا رو برام متعادل نگه داره.  نه خوشی زیاد نه استرس زیاد. قبوله؟
یه کم باید سر کارم بهتر عمل کنم! نگرانم که قراردادم داره تموم میشه. وقات جنبیدنه.... برای همین هم فردا و پس فردا رو کلمبوس می مونم که کار کنم.
راستی این برو بچز OSU خیلی باحالن! امروز هوا افتابی بود و عملا اینا با بیکینی داشتن آفتاب می گرفتن!

هیچ نظری موجود نیست: