چند روز پیش شد چهار سال! الان بیشتر از چهار سال از آخرین باری که با بابا حرف زدم میگذره. صدای بابا روی پیغام گیر تلفن رو برای بار نمی دونم چند هزارم گوش میدم و مثل همیشه وسط بغض و گریه با شنیدن صداش که میگه پیشی جان... خنده میشینه رو لبام. مرسی بابایی.... خیلی دوست دارم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر