یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

خدا نکند که جای تو باشم

همیشه بین دو حس دو سبک دو جنس متفاوت برای نوشتن زندگی می کنم! یکی ساده و غیر قابل فهم یکی مزخرف ولی قابل فهم. الان واقعا گیجم، دلم ساده قابل فهم می خواهد که خدای ناکرده خودم هم بفههم قضیه چیست،
فکر انتقام... لگد زدن به کسی که افتاده روی زمین... و خندیدن به بیچارگی کسی که دنبال کسی می گردد تا حماقتش را تایید کند. ولم نمی کند این حس ترحم، ولم نمی کند حس ترس اینکه مبادا من هم روزی همینقدر احمقانه باور کنم. همینقدر حقیر شده همینقدر بی چاره همینقدر بی راه نجات باشم. کاش هرگز به اندازه تو خودم را احمق فرض نکنم

۱ نظر:

ناشناس گفت...

nasret kheili khoobe khosh behalet