اگر آسمان نبارد
اگر حرفهای دلت سنگین شوند به قدر کافی
اگر نگاهت را ندزدی
اگر زمستان را بفهمی ...
زمستان...
چه فرقی می کند که سرما از تو باشد یا از هوا
مهم این است که از کجا یک قطره گرما پیدا کنم
و من هنوز عاشقم، عاشق این روزهای لعنتی که می گذرند تا برسند به روز شروع من.
پ.ن.۱: دلم می خواست دوست آن روزهایم بود و زمستان من را می فهمید.
پ.ن.۲: اگر در یک جای سبز گیر کنید که هیچ روزنه ای ندارد چه می کنید؟ دیشب در خواب این چنین جایی را تجربه کردم! عمق نداشت.. بی انتها .. و همه و همه سبز! حتی من
اگر حرفهای دلت سنگین شوند به قدر کافی
اگر نگاهت را ندزدی
اگر زمستان را بفهمی ...
زمستان...
چه فرقی می کند که سرما از تو باشد یا از هوا
مهم این است که از کجا یک قطره گرما پیدا کنم
و من هنوز عاشقم، عاشق این روزهای لعنتی که می گذرند تا برسند به روز شروع من.
پ.ن.۱: دلم می خواست دوست آن روزهایم بود و زمستان من را می فهمید.
پ.ن.۲: اگر در یک جای سبز گیر کنید که هیچ روزنه ای ندارد چه می کنید؟ دیشب در خواب این چنین جایی را تجربه کردم! عمق نداشت.. بی انتها .. و همه و همه سبز! حتی من


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر