یه وقتایی دلم برای خودم تنگ میشه! برای خودمی که راحت تو چشمای طرف نگاه می کردم و نظرم رو می گفتم. باعث می شد خیلی ها منو یه آدم رک و بی ادب بدونن ولی خودم راحت بودم. اینقدر تو خودم نمی ریختم. الان بیشتر از یه ساله تو گلوم گیر کرده به چند نفر بگم حالم ازتون به هم می خوره و فقط دارم تحملتون می کنم. بهشون بگم به نظرم حال به هم زن ترین و مزخرف ترین آدم های دنیان. ازشون متنفرم و واقعا امیدوارم یه روزی برسه که ازشون هیچی نشنوم و نبینمشون. ولی متاسفانه اینا همه خواب و خیالاییه که شدنی نیست. متاسفانه باید تحمل کرد. متاسفانه نشونه آدم خوب بودن دروغ گفتنه. متاسفانه از نشونه های آدم خوب بودن تظاهر کردنه. متاسفانه نشونه آدم خوب بودن گول زدن خودت و بقیه است. امروز به خودم قول دادم حتی اگه یه روز از عمرم یا عمرشون مونده باشه همه حرف هامو بزنم ولی بعدش پشیمون شدم. احساس کردم مثل ایناییه که میشینن تو خونه و فحش میدن! دلم اینو نم یخواد. نمی خوام با کینه به زور تو روشون لبخند بزنم. دلم می خواد هر دفعه که منو میبینن بدونن ازشون متنفرم. اصلا هم قبول ندارم بخشیدن حال آدم رو بهتر می کنه. با آدم های پررو نمیشه مدارا کرد. هر چقدر خانمی و صبوری کنی اونا وقیح تر میشن.
آخییییییییییییییییییییییییییش یه ذره بهتر شدم. غر زدن یه ذره حال آدم رو بهتر می کنه
آخییییییییییییییییییییییییییش یه ذره بهتر شدم. غر زدن یه ذره حال آدم رو بهتر می کنه


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر