یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۹۲ بهمن ۶, یکشنبه

ما دلاقکه (جمع دلقک!!)

داشتم چت های خودم و هوتن رو در 2010-2011، وقتی که تازه من و وحید اومده بودیم اینجا، می خوندم.  خیلی جالب، خنده دار، غصه دار، شاد، و دلتنگی آور بود. نتیجه ای که گرفتم این بود که صرفنظر از اینکه موضوع چقدر شوخی یا جدی بود، ما کلا فقط از زاویه خنده و شوخی بهش نگاه می کردیم. چیزی که الان دلم می خواد اینه که بشینم با هوتن در مورد روزهای زندانش مفصل حرف بزنم. مطئنم کتک هایی که خورده رو هم جوری تعریف می کنه که از خنده روده بر بشیم!!! 
یاد این افتادم که زمانی شهری که ورد زبونم بود این بود:

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

و واقعا فکر کنم جواب می داد. الانم دارم به این فکر می کنم که برادری دارم که به جرم حرف حساب زدن زندانی سیاسیه و مدام به خودم می گم : این نیز بگذرد!

۱ نظر:

ساغر گفت...

نمی دونستم هوتن زندانیه، و منم امیدوارم پایان شب سیه سپید باشه، و اونطور که میگن همیشه آخرین دقایق شب تاریک ترین لحظات یک شبه!
http://saghar2014.blogspot.com/