فراموشی، از یاد بردن تمام حادثه های بدفرجام، تنها و تنها خوشی، وقت بی انتها،توت فرنگی، کتاب های خوب، آدم های دوست داشتنی، فکر و فکر و فکر...بیدار که میشوم نگرانم، هر روز! از یکشنبه همین هفته شروع شد. اول نفهمیدم چرا ولی امروز بالاخره کشف کردم. خیلی ساده بود، این طبیعت همه آدمهاست که وقتی همه زندگیشان آنطور که دوست دارند پیش میروند نگران شوند! در واقع وقتی همه چیز عالی است و دلیلی برای نگرانی نیست نگران میشوند، با مسخره ترین مسایل هم به اوج نگرانی و دلشوره می افتند و تمام خوشی و لذتی که می توانند از آن روزهای بی دغدغه ببرند با ترس از بین میبرند. روزگار بی دغدغه...امروز بالاخره فهمیدم نگران چه بودم. نگران یک مساله احمقانه ! نگران اینکه خوب بالاخره این چند روز یا ماه بیکاری هم تمام میشودو شاید دیگر تکرار نشود این روزگار خوش آسایش! روزگاری که کتاب و توت فرنگی و موزیک آنقدر پیدا و فراوان است که می توان بدون توجه به رسیدن قیمت برنج ایرانی به پنج هزار تومان روی تخت لم داد و کتاب خواند توت فرنگی خورد و موزیک گوش داد. می توان بدون توجه به هیلاری و اوباما و مک کین راحت و آسوده قدم زد و در خط پایان قهوه ترک سفارش داد و به پرویز خندید! حتی شاید بشود... البته امتحان نکردم .... ولی شاید بشود کتابهای نخوانده قدیمی یا موزیک های نشنیده ماههای گذشته را که فقط و فقط محض آرشیو جمع کرده بودم بخوانم و گوش بدهم. شاید حتی بشود هرمان هسه خواند.... شاید بتوان نثر نامانوس و شاید زشت سیذارتا را هم تحمل کرد.
بله... امروز فهمیدم که از یکشنبه نگران چه بودم. و تا فهمیدم آسوده شدم! خوب نگرانی بی موردی بود. نگرانی از لذت نبردن؟؟؟ بی مورد و احمقانه. آینده ای که نیامده ارزش نگرانی ندارد، دارد؟ ندارن! چون شاید هرگز نیاید... نگران سالی در آینده باشم که شاید پیشتر از آن مرده باشم؟؟؟ نگران لذتی باشم که در وقت وقوعش به قول مهروف در قید حیات شاید نباشم؟؟؟ هرگز!
و این شد که دوباره لذت و لذت و لذت. روزگار خوشی است، با لحظه های شیرین، با دوستان شیرین تر، با کشف های زیبا، با عناصر زیباتر، به گمانم احمقانه است اگر آدم آنقدر که می خواهد خوشبخت نباشد... هر چند گاهی احتمال وقوع احمقانه ها بیشتر است.


۳ نظر:
fek konam in avalin barie ke aval 360 ro update kardi bad injaro
Corona به سیستم Blogger.com دسترسی نداره... من به جاش به روز کردم. تا زمان دسترسی مجدد همین منوال ادامه دارد.
به هر حال اینم یه جورشه که زحمت کارهامو بندازم گردن کسی که مطمئنم به خوبی و در واقع بهتر از خودم انجامشون میده! مرسی BEE مرسی!
ارسال یک نظر