یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

سالگرد عقد! یهوووو

درست یک سال و یک روز از تاریخ عقد من و وحید گذشت. یک سال و یک روز به کوتاهی همین دیروز که سالگرد عقد بود و به بلندی یک سفر طولانی از ایران به امریکا. خیلی اتفاق ها افتاد که چه خوب شد افتاد و خیلی اتفاق ها افتاد که ای کاش نمی افتاد. ولی در مجموع باور من رو به این مساله بیشتر کرد که هر کاری که می کنیم، هر تصمیمی که میگیریم، چنان تاثیری روی آینده می گذاره که توانایی تجسمش از ذهن آدم خارجه. و من هر روز بیشتر از دیروز به تمام تحولاتی که در شهرداری تهران رخ داد تا اداره کل تحقیق و توسعه ای تاسیس بشود و من با تمام بی علاقگی به کار در شهرداری در آنجا مشغول به کار بشوم و وحید به سرش بزند که در شهرداری پروژه بگیرد و یک راست سر از اداره ما در بیاورد فکر می کنم. و فکر می کنم شاید بعضی وقت ها باید به آدم های دور و برمان اجازه بدهیم بهمان زور بگویند و ما را به زور بفرستند در یک جایی که دوست نداریم کار کنیم. برای من که نتیجه اش عالی بود. مرسی مامان، بابا و هوتن به خاطر اینکه من رو مجاب کردید: " سه ماه کار کن اگه دوست نداشتی بیا بیرون". کار کردیم و دوست هم داشتی!
خیلی هم از نتیجه راضی تشریف داریم!
وحید جان، اولین سالگرد عقدمون مبارکمون باشه

۲ نظر:

CoRoNa گفت...

این بلاگر قاطی کرده.... نذاشت من بقیشو بنویسم. الانم نمیذاره ادیت کنم....

NeGaR گفت...

وا! (به کامنت!)
مبارکه دخترک دیروز، خانوم خانومهای امروز...

هم م م م... همون دخترک امروز و دیروز بهتره!