یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

من دلش ددر می خواد

"در جهان خوشبختی واقعی وجود ندارد، اما گاهی وقت ها هم نمونه هایی از آن پیدا میشود."*

کلا حوصله ندارم. کلا دلم می خواد استراحت کنم. اون از شهریور که درگیر **** و تافل بودم، اینم از الان که تافل دادم و هی باید از رئیسم غرغر بشنوم که چرا میرفتم کلاس زبان، جالب اینجاست که بقیه راحت میرن مرخصی و ایرادی نداره، ولی تمام تیکه ها و متلک ها نثار بنده میشه که دیگه نمیرم. من باید تا 8 شب بمونم نه بقیه، من باید 5 شنبه ها بیام نه بقیه. جالبه نه؟ دلم برای زمانی که وقتم در اختیار خودم بود تنگ شده. لازم نبود مدام به ساعت نگاه کنم. اصلا اون موقع ساعت نداشتم! جدی میگم. من از وقتی اومدم سر کار ساعت خریدم. همیشه از ساعت بدم میومد. الان هم بدم میاد، ولی مجبورم که ساعت دستم کنم.
و یه نصیحت دوستانه: قبل از اینکه برین سر کار سعی کنین چند ماه بد بگذرونید! جدی می گم... این جوری به شرایط بعد از کار راحت تر عادت می کنین.
* خانواده خوشبخت، سارتر

۱ نظر:

بهار گفت...

زود خبر تافلتو به من بده
بوس