یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

هاله زحمت می کشد، هانی بیشتر

احتراما به عرض می رساند اینجانب در نهایت صحت و سلامت بوده و از شدت خوشحالی عنقریب است که سر به کوه و دشت و بیابان بگذارم! چون بالاخره با مداخله و مشارکت هانی ترجمه رزومه بنده با 80 درصد پیشرفت به مرز 90 درصد تکمیل شده رسید!
از آنجا که شاعر می فرماید: برو کار می کن مگو چیست کار! منم رفتم هی همی کار کردم. امروز رفتم یه کارگاه آموزشی که مال سازمان ملی مسکن بود. سخنران اولش دکتر عزیزی بود. من هم حساس ... کلی یاد کلاس برنامه ریزی مسکن افتادم و اون همه آمارو ارقام! ولی همه اینا به کنار، اصل موضوع این بود که باعث و بانی رفتن من به این دوره و کارگاه جف بود! دوستان شهرساز جف رو که یادتونه؟ آماده سازی زمین....
از این هم بگذریم من اعتراف میکنم که به صورت غیر ارادی، به یکی از اقوام محترم ایرانی یه حرف کوچولویی زدم که بیشتر از روی تحبیب بود که متاسفانه رئیس محترم بد برداشت کردن، وگرنه بر همگان واضح و مبرهن است که من به عنوان یک هاله، هرگز همچین کار زشتی انجام نمیدم. ولی با این حال خودم رو موظف می دونم عذر خواهی کنم.
پ.ن.1: قربون خودم برم که اینقدر فهیمم و عذر خواهی رسمی می کنم.
پ.ن.2: هانی خسته نباشی. لطفا عجالتا پشت بازو رو بی خیال شو! منم امشب به رامینه جون می گم بیخیال اون دمبل ها بشه!
پ.ن.3: بالاخره مخ رئیس بزرگ زده شد و بعد از 1000 سال گوشی جدید خرید. مبارکش باشه. خوشبختانه غرغهای من جواب داد!

هیچ نظری موجود نیست: