یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

دانش-نامه-مند می شویم!

بعد از چهل بار زنگ زدن بالاخره یکی آموزش دانشگاه جواب منو داد! بالاخره این دانش نامه عزیز حاضر شد. امیدورام اگه چهل بار دیگه زنگ بزنم واحد ترجمه هم جواب بده. من نمی دونم اینا اونجا چی کار می کنن که 1 ساعته هیچ کس تو اتاقشون نیست که گوشیو برداره. به هر حال امروز میرم. امیدوارم باشن که مجبور نشم دوباره شنبه برم.
من اصلا درکی از این S.O.P ندارم. خوب چیه؟ یکی می دونه یکی نمی دونه!!! من الان به ندونسته هام اشراف کامل دارم. این یعنی از خیلی از آدمها جلو ترم*. یکی که می دونه بیاد یکی برای من بنویسه. چیزی ازتون کم میشه؟ یا اینکه این هم مثل اون رزومه کوفتی شخصیه؟؟؟
* دارم سعی می کنم کم نیارم... اعتماد به نفس رو دارین که؟
پ.ن. 1: این از اداره آپ کردن هم حالی میده ها... آدم احساس مفید بودن میکنه، فقط حیف که نمیشه تو گزارش کار روزانه نوشت.
پ.ن. 2: امروز در قندونمو شکستم.

۲ نظر:

NeGaR گفت...

احتمالاً داشتن 16 آذر می کردن!!!!
D:
میگم ها! یکهو به من زنگ نزنی ها! من اصلاً نمی دونم چه که!!!
ببین! من بعد 12 دسامبر از هفت دنیا آزاد می شم. اون موقع بزنگول، با هم جورش می کنیم! ها؟؟؟

رئیس گفت...

خب به سلامتی بالاخره شما هم دانش-نامه-دار شدی مبارک باشه در ضمن پول در قندونی که شکستی از حقوقت کم میشه