یادداشت
Hold fast to dreams...

۱۳۹۲ مرداد ۱۹, شنبه

از خود راضی!

از چند تا اتفاق و تصمیم تو زندگیم خیلی راضیم. لیستش بلند نیست ولی کوتاه هم نیست! یکیشون این بود که تیریپ روشنفکری و و من مایوسم بسکه حالیمه و من ته فهمم چون کتاب شاملو دستمه و من خیلی هنرمندم چون کتاب فلسفه هنر می خونم و.... بعد از یه هفته که برداشتم گداشتم کنار. سعی کردم چشمامو باز کنم و دنیا رو همون جوری که هست ببینم. از واقعیت هاش لذت ببرم و از واقعیت هاش ناراحت بشم. و اونوقت بود که فهمیدم وقتی از واقعیت های زندگی لذت میبری تک تک سلول های بدنت خوشحال میشن و وقتی از واقعیت های زندگی ناراحت میشی، دردشو احساس می کنی.  و چون واقعیه، چون برای ادا و اطوار نیست، دنبال راه حل می گردی. همین باعث شده حتی اگه به ذهنم یه مشکلی برسه، سریع دنبال راه حل می گردم. یعنی حتی برای مشکلی که هنوز معلوم نیست 100% دچارش میشم هم راه حل پیدا می کنم.  منظورم مشکل هسته ای ایران نیست! منظورم اتفاق های روز مره هست.  خلاصه که خوشحالم از دانشگاهی که انتخاب کردم. خوشحالم دوستام یه جاهایی پشتمو خالی کردن. خوشحالم که بدترین جای ممکن برای یه شهرساز رو انتخاب کردم برای کار. همش باعث شد که یاد بگیرم خودم باشم. نه یه توهمی از اونچه که مورد پسند اطرافیانه! 

هیچ نظری موجود نیست: